یادم است سالها قبل در تورجان علی اشرف فتحی در خصوص مطلبی سخن به میان آورده بود که در حسینیه ای در زنجان با شخصیتی به گمان اینکه طرفدار آمریکاست قصد برخورد داشتند و بعدا با گوش فر دادن به سخن ایشان متوجه میشوند که تمام سخنان این بنده خدا در مخالفت با آمریکا و سیاستهایش بوده است.کسانیکه سالها قبل خطر ظهور افراطی گری و خرافات را درادبیات عده ای مطرح نمودند تنها به این دلیل هزینه پرداخت نمودند که برخیها مسائل را دیر متوجه میشوند.چنانچه در سالهای بعد از امام دیر متوجه شدند و به بهانه آزاد سازی اقتصاد انحصاری سازی اتفاق افتاد و بخش اعظمی از کارخانجات و امکانات کشور در اختیار نوکیسه گان قرار گرفت.شما ببینید آنهائیکه اخیرا انتقاداتی به دولت و اطرافیان آقای احمدی نِژاد وارد نموده و تا حد تخریب و تضعیف نیز پیش میروند کدامین مسائل را مطرح می نمایند.آنهائیکه بدلایلی مسائل را بجهت دغدغه هایی که دارند بموقع رصد میکنند و خالصانه بجهت حفظ نظام محافظه کاری را کنار میگذارند با اندک عنایتی قابل تمیز دادن از تزویرکاران میباشند.نباید هزینه انتقاد به قدری بالا رود دلسوزان واقعی را از گردونه خودی ها خارج نمود.به روزی گوشت و خون برخیها گواهی خواهد داد که علیرغم بینش بدخواهان دغدغه هایی بغیر از حفظ نظام نداشتند و در رگهایشان ایران و اسلام جاری بوده است.و در این میان البته با بجان هم افتادن دلسوزان انقلاب فرصت طلبان بموقع سودجویی نموده و از اختلافات نردبانی برای صعود می سازند و پله های ترقی در حوزه های مادی و دنیوی را طی نموده و بر مراتب بالایی نایل میگردند.همیشه با خویش اندیشیده ام که اگر بدخواهان بتوانند با رانت های گوناگون اقتصاد این مملکت را تسخیر نمایند چقدر انقلابی را که با زحمات هزاران شهید و ایثارگر بدست آمده تهدید خواهند نمود.آنانی که دغدغه ای غیر از کیسه ای که دوخته اند ندارند.نه در بیابانهای گرم جنوب جنگیده اند و نه بدن متلاشی شده گلگون کفنان و عزیزانشان را دیده اند.نه در سوز سرمای غرب کشور پیکر بیجان یارانشان را بغل کرده اند و نه مصیبت از دست دادن فرزند و برادر و پدردر راه آرمان را حس نموده اند.نمیدانم به کدامین سبب صالحان و دلسوزان نظام از جناحهای مختلف نمی اندیشند که عظیم ترین تهدید برای این مملکت منتقدین و مخالفان سیاستهای دولتی و منش و سلیقه مدیران نمیباشند بلکه رشد جیره خواران بداندیش که کمترین تعصبی در جهت حفظ نظام نداشته و قلبا طرفدار امام و انقلاب نیستند است که مخاطراتی بهمراه خواهد داشت.نوکیسه گانی که تا دیروز در میان مردم بوده و از کمترین امکانات مادی برخوردار بوده ویک شبه صاحب میلیاردها اندوخته مالی گردیده و کمپانی های اقتصادی را فتح نمودند.آیا عزم و اراده ای برای برخورد و چگونگی ترقی آنان وجود دارد.اینان همانانی اند که با اختلاسهای عظیم و رانت در مسیر سربلندی ایران و اسلام عزیز اختلال می آفریند.سرمایه هایی را می دزدند که می باید با مدیریت صحیح در خدمت مردم وبا هدف اعتلای کلمه الله قرار گیرد.دلسوزان نظام نباید به بهانه های واهی فاصله ها را آنقدر می نمودند که وحدت رویه بکل منتفی گردد.اینان می باید در این فرصت تاریخی بخود آیند و به آینده ای بیندیشند که در صورت کوتاهی حسرت روزهایی را خواهند خورد که قدر ندانستند.بنظرم می باید در اسرع وقت در تمامی طیف ها پالایشی صحیح صورت گرفته و دسته بندی ها به گونه ای اتفاق بیفتد که فاصله ها بحداقل میزان خویش برسد.برخی ها بموقع به اختلاف افکنی ها اعتنا نمی کنند و وقتی متوجه حیلت اغیار میگردند که کار از کار گذشته و آنوقت است که می یابند مشترکاتشان با منفصلین خیلی بیشتر از متظاهرین بوده است.شاید خطر اصلی آتی مملکت این باشد که ثروتهای باد آورده بدلایلی در خدمت سیاستهای بیگانگان قرار گرفنه و بحران سازی هایی صورت پذیرد.عافیت طلبی در شرایط حاضر بزرگترین خسران را بدنبال خواهد داشت.مطمئنا در صورت ادامه فرصت سوزی ها،حسرت در کنار هم بودن را موقعی خواهیم خورد که دیر شده است.مطمئنا همگان ظرفیتهای بالا و یکسانی نداشته و ممکن است با تلنگری چنان فاصله یابند که بازگشتشان ناممکن گردد.این حب نفس چقدر باید آدمی را مسخر خویش سازد که نتواند صراحتا از دیر متوجه شدن عذر خواهی نماید.