چرایی سیاسی کاری

حمید مظاهری راد
 وقتی امر بر خود آدمی مشتبه میگردد خود را در دایره گروهی ویژه می بیند و اندازه ای جناحی برای خویش قایل گردیده و خطوطی ترسیم می نماید0می بینی با سنجش های گوناگون به این نقطه می رسد که ری شهری(درانتخابات ریاست جمهوری خرداد76)اصلح است اما تفکر حزبی اجازه نمی دهد به او رای دهد و ناطق نوری را بر می گزیند0و در وقتی دیگر خود را اصولگرا می داند و محسن رضایی و موسوی را اصلح می بیند و عینک دودی اش نمی گذارد به ایشان رای دهد0بر باور خویش در خلوت به روشی میرسد و در عمل به گونه ای دیگر عمل می نماید چرا که زنجیرهایی او را دنبال خویش میکشند0میخواهد به حقانیتی اذعان نماید نمی تواند چون در تنگنای حلقه ای گرفتار آمده است0فرصت اندیشیدن نمی یابد چرا که دیگران برایش می اندیشند و تصمیم می گیرند0و در این مواقع است که انسان بایستی خود را از این گرفتاری مهم به گونه ای رهانیده و با خود و خدای خویش خلوت نموده و از افقی بالاتر بر اعمال خویش بنگرد و تصمیم گیری نماید0مثلا در انتخابات 84با اینکه هاشمی خویش را اصولگرا می نامید اصلاح طلبان اشتباه کرده و در تقابل ایشان با احمدی نژاد (که به عقیده نگارنده به اینان از هاشمی نزدیکتر بود)وی را برگزیده و یک شبه کسی را که شباهتی به اصلاح طلبی نداشت اصلاح طلبش نامیدند و یا اینکه اصولگرایان در انتخابات اخیر وقتی به این نکته می رسیدند که موسوی محبوب امام راحل بوده و دامنش به فساد آلوده نشده و اصلح است جهل اجازه نمی داد تا او را برگزینند و بدلایلی اعم از اینکه او اصلاح طلب است و اصلاح طلبان از وی حمایت کرده اند و یا روشنفکر است از وی دوری بر می گزیدند و او را که مستقل بود در دامی گرفتار ساختند که آن دام قضایای اخیر را سبب گردید0
/ 0 نظر / 16 بازدید