تمام تقصیرها فقط بر گردن اصولگرایان است؛

علی مطهری زمانی اعتقاد داشت تمام جنجال‌های سیاسی کشور زیر سر گروه‌های منشق شده این سازمان و تصفیه حساب‌های آن‌ها با یکدیگر است و اگر روزی اعضای اصلی آن به خود مرخصی بدهند؛ آن ایام آرام‌ترین روزهای سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی‌خواهد شد. مرحوم حاج داوود کریمی هم البته اعتقاد داشت هیچ اختلافی با هم ندارند و جدایی آن‌ها از هم تاکتیکی و صوری است. با این حال یکی از پیچیده‌ترین و البته پر حرف و حدیث‌ترین تشکل‌های سیاسی بعد از انقلاب بوده و هست. حزبی که سعید حجاریان روزی درباره آن گفت تمام اعضای آن در یک فولکس جا می‌شوند. حزبی که به واسطه مواضع ضد دینی یکی از اعضایش از سوی اصیل‌ترین تشکل روحانی و حوزوی کشور یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، غیر شرعی اعلام شد: «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»

محمد سلامتی آرام‌ترین و البته کم‌حاشیه‌ترین عضو این حزب و البته دبیرکل آن است. او وزیر کشاورزی در دولت‌های رجایی، باهنر، مهدوی کنی و دولت اول میرحسین موسوی بوده است. با او به عنوان دبیرکل یکی از تشکل‌های بسیار تاثیرگذار اصلاح‌طلبان در واپسین روزهای سال 88 گفتگو کردیم و از وی در مورد اشتباهات اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 88 و حوادث پس از آن پرسیدیم. گرچه او به عنوان دبیرکل حزبی که اعضای آن به پایبندی بی‌قید و شرط به تشکل سیاسی خود معروفند هیچ نقدی را نپذیرفت و با زیر سوال بردن بسیاری از حقایق تاریخی همه نقدها را متوجه اصولگرایان و دولت دانست.

فردا: آقای سلامتی در روزهای آخر سال 88 هستیم، سالی پر التهاب و تنش را پشت سر گذاشتیم، شما به عنوان دبیرکل سازمان مجاهدین، یکی از احزاب موثر و ذینفوذ در جریان اصلاحات، در ارزیابی خود از جریانات سیاسی بعد از انتخابات ذکر چه نکاتی را واجد اهمیت بیشتری می‌دانید؟

سلامتی: در آستانه انتخابات دهمین ریاست جمهوری علی رغم یک سری تنگ نظری ها، جو بانشاط و بی سابقه ای در جامعه به وجود آمد که با رقابت کاندیداها تقویت شد، با مناظره کاندیداها موضوع انتخابات برای مردم جذاب شد و در نتیجه با حساسیت کم سابقه ای مردم با انتخابات برخورد کردند و علاقمند به حضور در عرصه انتخابات شدند. در آخر هم دیدیم 85 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند.
این حضور را هیچ شخص و گروه و حزب خاصی نمی تواند به پای خود بنویسد این کار مربوط به همه شخصیت ها، احزاب و گروه ها بود. یک مشارکت عمومی بود که ناشی از علاقه مردم نسبت به سرنوشت خودشان بود.
این واقعه بسیار شیرین و خوب، نشان داد زمانی که همه دست به دست هم دهند، می توانند با نشان دادن علاقه خود به سرنوشت کشور آن را واکسینه کنند، می توانند دشمن را مرعوب کنند و همدلی را در جامعه تقویت و گسترش دهند و در نهایت امنیت ملی را بالا ببرند. اما متاسفانه برخی ها بعد از انتخابات آن را خدشه دار کردند.

خلاف قانونی های زیادی توسط جناح مقابل که خود را پیروز قلمداد کرد، به وجود آمد. یکی اینکه قبل از پایان رای گیری اعلام کرد که "ما پیروزیم". با وجود اینکه خودشان مسئول بودند، قبل از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان در میدان ولیعصر جشن گرفتند. بخشی از مردم هم معرترض و می خواستند اعتراض خود را مطرح کنند. متاسفانه دولت بدون دلیل، به آنها مجوز نداد و جلوی راهپیمایی را گرفت. این خلاف قانون است، چراکه بر اساس قانون اساسی و قانون احزاب، اعتراض حق قانونی مردم است. همچنین یک عده افراد معروف به لباس شخصی که جناح مقابل از آنها حمایت می کند، وارد صحنه شدند و مسائلی را پیش آوردند که همگان می دانند. خلاف قانون به این شکل خلاف نظام تلقی می شود. وقتی کسانی که قدرت دستشان است این گونه عمل کردند یعنی علیه نظام عمل کردند.

فردا: صحبت از قانون شد. فکر می کنید جریان سبز و اصلاح ط‌لبان روند قانونی را طی کردند؟ شما معتقدید که بر اساس قانون نیازی به مجوز برای راهپیمایی نیست. وزارت کشور هم این ادعا را دارد که در شرایط بحرانی، مجوز برای راهپیمایی مشکل ساز می‌شود. انتقادی که همه به اصلاح‌طلبان می گیرند، عدول از مکانیزم های قانونی برای بیان اعتراضات است. مثلا شورای نگهبان یک نهاد قانونی و رسمی در این جریان بود، فکر نمی کنید تن ندادن به این نهادهایی که شما هم با قبول آنها وارد میدان انتخابات شده‌اید، باعث اتفاقات بعدی بود؟

سلامتی: 25 خرداد که هنوز اتفاقی نیفتاده بود که آنها اجازه راهپیمایی ندادند. چرا اجازه ندادند؟ این خلاف قاون بود.

فردا: خب به عقب بر می‌گردیم. آقای موسوی که نتیجه انتخابات را قبول نداشت باید به نهادهای رسمی و پذیرفته شده مراجعه می کرد.

سلامتی: معترضین می خواستند در یک تظاهرات نظر خودشان را بدهند. هنوز بحرانی به وجود نیامده بود که جلوی آن گرفته شد. گفتند به اشخاص مجوز نمی‌دهیم، باید احزاب درخواست کنند، احزاب هم درخواست کردند و مجوز ندادند. وقتی ندادند، هم آقای موسوی و هم احزابی که درخواست داده بودند قضیه را منتفی تلقی کردند. این هواداران بودند که حضور پیدا کردند. این را کسی نمی تواند به یک نفر منتسب کند.سئوال شما و شیوه طرح مسئله، شیوه آنهایی است که کار خطایی انجام داده اند ولی طلبکارانه می خواهند بگویند که طرف مقابل خلاف قانون انجام داده است.

فردا: ولی به هر حال دوستان شما و سران جریان معترض با نپذیرفتن نظر نهادهای رسمی بی‌قانونی کردند.

سلامتی: بر عکس ما مدعی هستیم و می گوییم وقتی که قدرت در دست دولت است با چه مجوزی اجازه راهپیمایی به معترضان نمی دهد ولی خودش راهپیمایی می‌کند؟

فردا: وقتی شما بر اساس همین قانون در انتخابات شرکت کردید، چرا نظر نهادهای قانونی مثل شورای نگهبان و وزارت کشور را نمی‌پذیرید؟

سلامتی: اولا آن زمان که شورای نگهبان هنوز نظری نداده بود و ما هم به همین خاطر به جناح مقابل اعتراض کردیم که چرا قبل از اینکه شورای نگهبان نتیجه نهایی را اعلام کند، خود را پیروز معرفی کردید؟گرچه شورای نگهبان هم شورای مورد اعتمادی نبود، از 12 نفر عضو شورای نگهبان حداقل 7 نفر به نفع احمدی نژاد موضع گرفتند. این اعضا باید بی طرف باشند.

فردا: اعضای شورای نگهبان این مواضع را قبل از انتخابات گرفتند یا بعد از انتخابات؟

سلامتی: قبل از انتخابات.

فردا: خب شما چرا قبل از انتخابات اعتراضات خود را بیان نکردید؟

سلامتی: همه ما اعتراض کرده بودیم که شورای نگهبان خلاف قانون عمل می کند. نه فقط در این دوره بلکه در دوره قبل هم طوری عمل کرد که اعتماد را از بین برده بود. به همین علت می گفتیم ترکیب ناظرین باید به گونه ای باشد که از هر دو جناح باشد نه از یک طرف.

فردا: در این جریان یک سری مواضع از سوی رسانه ها و گروه های خارج از مرزها در قالب حمایت از جریان سبز بیان شد. انتقادی که به رهبران جریان سبز گرفته می شود این است که چرا در برابر این اظهارات اعلام موضع نکردند و اصطلاحا راه خود را از آنها جدا نکردند؟

سلامتی: معترضین کار خودشان را انجام می دادند و اعتراض خود را بیان می کردند، عده‌ای که خود را به این عنوان مطرح می‌کردند که ربطی به معترضین ندارد، نکته اینجاست که هر شهروند ایرانی که حس می کند ظلمی بر او روا شده، حق دارد حرف خود را بزند، بعد باید دید حرف او درست است یا نه.

جریان معترض که کارش را با آنها یک کاسه نکرد. در جریان مسائل سیاسی ممکن است یک طیف گسترده در یک جبهه با هم یک حرف را بزنند ولی دیدگاه های متفاوتی داشته باشند. اصولگرایان هم طیف گسترده ای هستند، از کسانی که در آستانه انتخابات 76 با انگلیسی‌ها دیدار داشتند تا کسانی که بر علیه آنها حرف می زنند، نمی شود گفت که همه آنها یک جور هستند؛ جریان معترض هم همین طور است. جبهه اصلاحات و معترضین یک جریان سیاسی مشخص هستند که همیشه مرزبندی خودش را با مخالفان نظام مشخص کرده‌اند. در کل حکومت باید در مقابل اعتراض کسانی که به آنها ظلم روا داشته شده تحمل داشته باشد، چون آنها هم شهروندند.

فردا: آقای سلامتی، در بازکاوی حوادث اخیر دوستان شما تقصیر را به گردن رقبا می اندازند و آنها هم شما را مقصر می دانند. اما ما که نمی توانیم بگوییم حوادث اخیر، 100 درصد مرهون اقدامات و اشتباهات یک طرف بود. حال این سئوال را از شما می پرسیم که سهم اصلاح‌طلبان از اشتباهات در انتخابات به چه میزان بود؟

سلامتی: سهم ما فقط مظلومیت بود. از همان انتخابات شروع می‌کنم، شورای نگهبان یک طرفه برخورد کرد، اجازه راهپیمایی ندادند، رسانه های ما را توقیف می‌کنند، تمام رسانه های خود را به شکل بمباران به سوی جبهه اصلاحات جهت می دهند. خب این سهم آنهاست، سهم این طرف فقط مظلومیت است، دستش به جایی بند نیست که بخواهد کاری انجام دهد. چه کار می‌توانست بکند؟ اگر حرفی می‌خواست بزند که به جایی نمی رسید، اگر دست و پا می خواست بزند که دست و پایش را بسته بودند. اعتراضش را هم که ریختند دور. وقی می توانیم بگوییم این کار را نمی‌بایستی می کردند که امکان انجام آن کار وجود داشته باشد.

کجای کار به اشکال اصلاح طلبان بر می گردد؟ وقتی حرف از وحدت می شود و اصلاحات و جنبش سبز هم در همین جهت بیانیه می دهد، می گویند اینها با همکاری آمریکا بیانیه را تهیه کردند. آیا جلوی این سئوال شما، علامت سئوال نیست؟

فردا: آقای سلامتی این طور فکر نکنید که ما دامی برای شما گذاشته ایم. بسیاری از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان هم انتقاداتی به روند کار خود بعد از انتخابات داشتند، ولی اینکه هر دو طرف بگویند ما مقصر نبودیم که کاری از پیش نمی رود. شما اشتباهات جریان اصولگرا را برشمردید، از اصلاح طلبان هیچ انتقادی ندارید؟

سلامتی: اصولگرایان که نمی گویند ماست ما ترش است.

فردا: اتفاقا خیلی از اصولگرایان خلاف این صحبت شما را گفتند.

سلامتی: خب آنها منتقد دولت هستند. افراد منصفی هستند که صف خود را از طرفداران دولت جدا کرده اند.

فردا: آقایانی مانند کلهر و سلیمی نمین که منقد دولت نیستند.

سلامتی: به قدری آش شور شده که آنها هم معترض شده‌اند. استدلال ها باید به معرض دید گذاشته شود تا مردم قضاوت کنند. هر جریانی که کاری انجام می دهد، یک سری اشکالات هم در آن وجود دارد ولی اشتباهات کسی که همه امکانات را دارد با کسی که هیچ چیز در اختیارش نیست که قابل قیاس نیست. یک سئوال را از دو طرف با شرایط غیر یکسان پرسیدن موضوعیت ندارد.اگر این سئوال را بپرسید که کار اصلاح طلبان زمانی که در دولت بودند اشکال داشت؟ می‌گویم بله. اما سئوال فوق موضوعیت ندارد.

فردا: ما درباره آن زمان که نمی خواهیم بحث کنیم، آقای سلامتی یه اتفاقی در کشورمان افتاده که قاعدتا آسیب هایی را هم به کشور وارد کرده است. اگر جریانات سیاسی به اشتباهات خود اذعان داشته باشند، این امر قاعدتا شرایط را تلطیف می‌کند و شاید امکان گفتگو بین دو طرف را به وجود آورد و در آخر هم از این ماجراها گذر کنیم.

سلامتی: شما بگویید چه اشکالی در کار بوده تا من هم درباره آن توضیح دهم.

فردا: اولین اشکال این است که نباید مردم را به خیابان‌ها می کشاندند.

سلامتی: اینکه احزاب و شخصیتها مردم را به خیابان‌ها کشاندند کاملا اشتباه است. چرا که کسی مردم را به راهپیمایی دعوت نکرد.

فردا: ولی رهبرای اصلاحات بعد از راهپیمایی بیانیه دادند و از حضور مردم اعلام حمایت کردند.

سلامتی: بعد از آمدن مردم بیانیه داده شد و این بیانیه تحلیل آمدنشان بود.

فردا: وقتی آقای کروبی یا موسوی بیانیه می‌دهند و اعلام می کنند که ما فردا فلان ساعت، فلان جا می آییم، این دعوت نیست؟

سلامتی: نخیر، این دعوت نیست. وقتی خود مردم اعلام کردند که ما می آییم، اینها که نمی‌توانستند نروند. رفتند که جو را آرام نگه دارند. اتفاقا کار درستی هم کردند.

فردا: شما خودتان را جای دولتمردان بگذارید، باید هر روز اجازه بدهند مردم به خیابان ها بیایند؟

سلامتی: کسی نخواست هر روز به خیابان بیاید. وقتی توده مردم می‌بینند 25 خرداد اجازه راهپیمایی ندادند، می‌گویند 27 خرداد می‌آییم، وقتی 27 خرداد اجازه نمی‌دهند ...خب آنها باید درایت داشته باشند. باید بفهمند که وقتی به توده مردم که حقشان را می خواهند اجازه نمی دهند، حداقل برای یک عده ای عقده می شود.

فردا: بحث نپذیرفتن نتیجه انتخابات و تن ندادن به مجاری قانونی. بهتر نبود آقای موسوی یا نتیجه انتخابات را قبول می کرد یا مثل آقای کروبی که در دوره قبل بازنده انتخابات شد از طریق تشکیل حزب یا از راه های دیگر خود را در صحنه نگه می داشت؟

سلامتی: تمام حرف جبهه اصلاحات و جنبش سبز این است که کارها باید در چارچوب قانون انجام شود. کارها به افرادی که مورد اطمینان نیستند نباید سپرده شود. متاسفانه آنها این کار را کردند و اطمینان از بین رفت؛ گفتیم برای اینکه اطمینان دوباره حاصل شود، چندین رای را به عنوان نمونه با کد ملی افرادی که اسمشان بر روی برگه رای است را انطباق دهید ولی قبول نکردند و بازهم بی‌اعتمادی به وجود آوردند.

باید در اینگونه موارد یک گروه ثالث بیاید. در زمان امام وزارت کشور با شورای نگهبان اختلاف نظر پیدا کردند، کارها به شورای نگهبان محول نشد، کارها به یک گروه ویژه محول شد. مسئولیت را به یک فرد قابل اعتماد دیگری دادند. ولی در این انتخابات اکثریت اعضای شورای نگهبان طرفداری خود را از یک شخص نشان دادند اصلاح طلبان حتی گفتند ما همین ترکیب را هم قبول می کنیم ولی این کاری را که می گوییم انجام دهید( انطباق کد ملی با نام رای دهندها)که بازهم گوش ندادند.

فردا: گفته می شود مواضعی که اصلاح طلبان در اتفاقات بعد از انتخابات اتخاذ کردند به نوعی عدول از رهبری تلقی می شود، رهبر را به عنوان فصل الخطاب قبول نداشتند، موضع شما در قبال این حرف چیست؟ مثلا رهبری چند مورد سخنرانی در خصوص حوادث اخیر داشتند هرچند مخاطب خود را صرفا یک جریان قرار ندادند و یک سری انتقاداتی هم به جریان مقابل داشتند، با این حال در رسانه ها اینگونه گفته شد که جریان سبز خود را در مقابل رهبری می دانست، آیا چنین گمانه ای در جریان سبز وجود دارد؟

سلامتی: جنبش سبز و جبهه اصلاحات فقط حرفش این است که کارها با برنامه و در چارچوب قانون انجام گیرد، بیشتر هم نمی خواهد. قانون اساسی را هم قبول دارد.

فردا: به نظر شما برای خروج از این وضعیت، اصلاح طلبان چه کاری می توانند انجام بدهند؟

سلامتی: اصلاح طلبان دنبال ایجاد جو آرام هستند. کمک اصلاح طلبان این است که این جو آرام و با نشاط را تقویت و نقد خود را در چارچوب قانون بیان کنند. اصلاح طلبان باید روزنامه خود را داشته باشند تا در این رابطه اطلاع رسانی کنند. نمی‌توانند که در کوچه هر کس را می بینند در گوشش بگویند جو آرام خوب است!

قبل از انتخابات با وجود ایرادات وارده به ترکیب شورای نگهبان و هیات نظارت، تلاش خود را در جهت آوردن مردم به پای صندوق های رای به کار بستند چون در مقابل نظام احساس مسئولیت می کردند، دلشان برای کشور می‌سوزد، اصلاح طلبان عمدتا از صاحبان انقلاب هستند. برای این نظام کار کرده اند چگونه می توانند بی تفاوت باشند؟ طبیعتا کاری که از دستشان بر بیاید را انجام می دهند. اگر برای تلطیف جو، یک قدم آن طرف بر دارد، ده قدم ما برمی‌داریم.

فردا: یک سری گمانه زنی هایی برای آینده جریان اصلاح طلبی زده می شود مبنی بر اینکه شاید میانه روهای این جریان با اصولگرایان منتقد همراه شده و به گونه ای در یک مسیر حرکت کنند، این گمانه زنی ها تا چه میزان صحت دارد؟

سلامتی: این که اتفاق نمی‌افتد ولی اگر هم اتفاق بیافتد موضوع مهمی تلقی نمی شود. اصلاح طلبان خواهان اقدام و حرکت دست‌اندرکاران، مسئولین و احزاب در چارچوب قانون است. قانون اساسی که خون بهای شهداست باید اجرا شود. هرکس دیگری هم که این حرف را بزند اصلاح طلب تلقی می شود. جبهه اصولگرایان منتقدین دولت هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی در حال گسترش است. خود آنها یک جناح در جریان اصولگرا می شوند.

آینده جبهه اصلاح طلب را بعد از ایجاد جو آرام می توان بررسی کرد. اصلاح طلبان قبل از انتخابات دو قسمت بودند و هر جریان یک کاندیدا معرفی کرد، بعد از انتخابات به دلیل کارهای خلاف جناح مقابل، به تدریج به وحدت رسیدند. اما در یک جو آرام ممکن است یک سری تضادهایی به وجود آید که طبیعی هم هست. ولی امیدواریم در نهایت دو جریان قدرتمند در داخل کشور داشته باشیم که بتوانند به شکل نهادینه مسئله انتخابات را با رعایت همه جوانب پیگیری کنند.

فردا: آقای سلامتی سال 88 سال خوبی از خیلی از منظرها نبود. شما سال 89 را چطور پیش بینی می کنید یا به تعبیری دیگر این سال را چگونه می پسندید؟

سلامتی: سال آینده به مقدماتی که اواخر امسال فراهم شود بستگی دارد. اگر اواخر امسال مسئولان و دست اندرکاران توانستند یا اراده کردند جو آرام به وجود بیاورند و فضا را تلطیف کنند، می‌توان 89 را یک سال خوب تلقی کرد. -البته به شرطی که این جو استمرار پیدا کند- می‌شود 89 را یک سال امیدوار کننده تلقی کرد. ولی اگر اوضاع تا آخر امسال فیصله پیدا نکند و باز هم افراطیون به جو التهاب دامن بزنند، سال 89 خیلی بهتر از امسال نخواهد بود.

امیدواریم سال 89 با جوی آرام ، مورد پسند همه جناح ها و نیز با آرامش زیاد همراه باشد. همچنین عرصه سیاسی یک عرصه رقابتی، مسالمت آمیز و منطقی در چارچوب قانون باشد. عرصه سیاسی کشور باید الگویی برای کشورهای دیگر باشد تا بتوانیم ادعا کنیم اسلام دین رحمت و سازنده است.

/ 0 نظر / 17 بازدید